يكشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶,Feb 18 2018
 دلقک و حاکم تِرمَذ حکایتی برای این روزها/ محمد صابری زاد

دلقک و حاکم تِرمَذ

دلقک نمادی است برای کسانی که با سخنان و عملکرد خود، توجه مردم و مجموعه‌ی حاکم را از اصل و اساس و راه مستقیم منحرف و درگیر فرعیات و مسائل غیر ضرور می‌کنند تا شاید بتوانند با تشویش افکار، ذهنیت مغلوب خود را چند روزی بیشتر غالب نشان دهند.

 

 

 

 

 

 

مولوی در دفتر ششم مثنوی معنوی حکایت کرده که دلقکی بر اسب نشست و چهارنعل به سوی تِرمَذ شتافت. 
شتاب دلقک چندان بود که اسب در بین راه سَقَط شد. 
بر اسبی دیگر نشست و باز شتابان تاخت.
آن اسب نیز از پای درآمد.
سرانجام با اسب سوم به ترمذ رسید.

ترمذیان می‌دانستند که سلطان محمد خوارزمشاه هوای حمله به دیار آنان در سر دارد.
لذا عبور شتابان دلقک از میان کوچه و بازار شهر، این گمان را در دل‌ها افکند که او خبری ناگوار برای حاکم ترمذ آورده است. 
        
فجفجی در جملۀ دیوان فتاد
شورشی در وهم آن سلطان فتاد

خاص و عام شهر را دل شد ز دست
تا چه تشویش و بلا حادث شدست

آن یکی دو دست بر زانو زنان
وآن دگر از وهم واویلا‌کنان
        

چون به دربار رسید، راه را برای او گشودند. 
حاکم شهر، هراسان و ترسان به استقبال دلقک آمد. 
دلقک، نفس‌زنان از حاکم خواست که به او مهلت دهد تا نفسی‌چند تازه کند. 
حاکم ترمذ، بیمناک و هراسان چشم به لب‌های دلقک دوخت تا سخن بگوید؛ اما هر چه انتظار کشید، جز تشویش و اضطراب در سیمای او ندید. 
گفت: ما تا امروز از تو جز خنده و شادی ندیده بودیم. 
بگو چه دیدی یا شنیدی که چنین آشفته و سرآسیمه‌ای؟ 
        
گفت من در ده شنیدم آنک شاه
زد منادی بر سر هر شاه‌راه

که کسی خواهم که تازد در سه روز
تا سمرقند و دهم او را کنوز
        

دلقک گفت: من در روستای خویش بودم که شنیدم جارچیان شما ندا می‌دهند که هر پیک سواره که پنج روزه به سمرقند برود و بازگردد و از آنجا برای حاکم ترمذ خبر بیاورد، پاداشی گرانبها در انتظار اوست. 
        
من شتابیدم بر تو بهر آن
تا بگویم که ندارم آن توان

این چنین کاری نیاید از چو من
باری این اومید را بر من متن
        

و من هم، همان‌دم بر اسب نشستم و به سوی شما آمدم تا بگویم که بر من امید نبندید که از این کار ناتوانم❗️

سلطان گفت: 
ای ابله؛ شهری را به آشوب کشیدی و مردمان را به هراس افکندی و مرا تا آستانۀ احتضار بُردی که همین را بگویی؟! 
این گردوخاک چیست که برای ندانستن و نتوانستن، برانگیخته‌ای؟ 
اگر خود می‌دانی که دلقکی بیش نیستی و جز مجلس‌آرایی و سخن‌سرایی هنری نداری، این بیم و هراس چیست که در دل‌ها افکنده‌ای؟ 
چرا در خانه‌ات ننشستی تا ما از تو آسوده باشیم و خلق از تو در امان؟ 
        
گفت شه لعنت برین زودیت باد
که دو صد تشویش در شهر اوفتاد

از برای این قدر ای خام‌ریش
آتش افکندی درین مرج و حشیش
        

مولوی در شرح داستان می‌آورد که گروهی از عالمان، جز سخنوری و شهرآشوبی هنری ندارند.
 
سخن‌های بسیار می‌گویند و خلقی را در پی خود به هر سو می‌کشند، اما برای هیچ پرسشی، پاسخی در چنتۀ آنان نیست. 

نه نوری در سینه دارند و نه شوری در سر و نه شوقی در دل. 

سردتر از زمهریرند؛ اما پیشۀ آنان گپ‌وگفت دربارۀ شمع و خورشید است. 

ردای رسالت بر دوش افکنده‌اند و دستار مأموریت بر سر؛ اما هیچ دلی را گرم نمی‌کنند، هیچ سری را به سامان نمی‌رسانند، هیچ نگاهی را پرواز نمی‌دهند، هیچ گرهی نمی‌گشایند، هیچ دیواری را میان خدا و بندگانش فرونمی‌ریزند. 

پیوسته بر دین می‌افزایند و از ایمان می‌کاهند. 
از دین پیشه ساخته‌اند و از پیشه، دین. 

مردم را چنان به سوی خود می‌خوانند که گویی دم مسیحایی دارند و عصای موسوی و صور اسرافیل؛ اما نصیب مردم از آنان، جز نزاع و تفرّق و دشمنی با یک‌دیگر نیست.

  
دلقک نمادی است برای کسانی که با سخنان و عملکرد خود، توجه مردم و مجموعه‌ی حاکم را از اصل و اساس و راه مستقیم منحرف و درگیر فرعیات و مسائل غیر ضرور می‌کنند تا شاید بتوانند با تشویش افکار، ذهنیت مغلوب خود را چند روزی بیشتر غالب نشان دهند.

باید برای شناخت دلقک‌ها، مسائل داخل و خارج را با #اصل و #فرع بودنش بشناسیم تا خدای ناکرده گرفتار جریانات باطل نشویم و سمت مطالبات مردم را به انحراف نکشانند.
#جریان_حق
#جریان_باطل
#نقد...........


  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

دلقک و حاکم تِرمَذ

  1. روح ا... می‌گه:

    واقعا داستان دولت و تدبیرش هست که هر وقت گندی به بار آورده و یا میخواد بیاره دست به دامن دروغ ها و جو پراکنی ها میشه. از کنسرت گرفته تا آبروی اشخاص و نقد معصوم ووو

  1. بی نام می‌گه:

    اینو بدید آفتابی ها بخونن

  1. محمد می‌گه:

    باید آون آقایونی که خواستن با پیام و واتساپ برای برجام تجمع شادی برگزار کنند بخوانند. واقعا ساده لوحی بود که به دلقک‌های اصلاحطلب شهر و سایت تاریکشون اعتماد کردند. در شهر ما دلقک نماد نیست که باید گفت اینها وجود دارند هر روز به نام مردم ولی به کام دشمنان مردم مثل دلقک ادا در میارند. با برجام آبروی ملت رو بردند بازم از رو نرفتند... ....

آخــریـــن اخبـــــار